تبلیغات
Davood Shahidi - استاد داوود شهیدی چنین می گوید:

استاد داوود شهیدی چنین می گوید:

استاد داوود شهیدی می گوید:

در یک دست شمشیر و در دست دیگر برگ زیتون دارم.

 

یک هنرمند می‌گوید کاریکاتوریست‌ها به خاطر اختلاف دیدگاه‌هایشان از یکدیگر فاصله گرفته‌اند و نمی‌توانند انجمن صنفی تشکیل دهند. بهتر است سعی کنند در کنار توجه به مباحث سیاسی به عناصر وحدت‌بخش مانند تئوری‌های هنر تاکید کنند.

داود شهیدی در گفت‌و‌گو با خبرنگار هنرهای تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره‌ی علل نبودن یک انجمن صنفی برای کاریکاتوریست‌ها، اظهار کرد: کاریکاتوریست‌ها انجمن صنفی ندارند چون با یکدیگر اتحاد ندارند. آن‌ها تحت تاثیر دیدگا‌های متفاوتشان که از بیرون به آن‌ها تحمیل شده‌است از یکدیگر فاصله گرفته‌اند، این در حالی است که در خود هنر کاریکاتور همگرایی و همفکری موجود است و آن‌ها می‌توانند با تکیه بر جنبه‌های وحدت بخش‌ این هنر با یکدیگر ارتباط خوبی برقرار کنند.

او افزود: در کاریکاتور دو وجه مهم هنر و دیدگاه کاریکاتوریست مطرح است. فکر می‌کنم بهتر است به جای اینکه کاریکاتوریست‌ها خود را به دست دیدگاه‌ها بسپارند، روی هنر و کار هنری خود تأکید کنند چون هنر می‌تواند هنرمندان را به یکدیگر نزدیک کند. تأکید می‌کنم که در این وضعیت برای اتحاد کاریکاتوریست‌ها، بهتر است آ‌ن‌ها به جنبه‌های خاصی که در هنر به عنوان موضوع هنر مطرح است توجه کنند.

این هنرمند گفت: جنبه‌های انسانی مانند فعالیت‌هایی برای کمک به بیماران، زلزله‌زدگان و...، تئوری‌های هنر و غیره می‌توانند موجب همدلی و هم‌فکری کاریکاتورست‌ها شوند و آن‌ها را از تنش‌ها و دعواها دور کنند.

شهیدی همچنین بیان کرد: بعد از انتخابات 88 دو دستگی‌هایی میان کاریکاتوریست‌ها به‌وجود آمد. یک سری بایکوت‌ها و برخوردها پیش آمد و به دنبال آن نیز یکسری از هنرمندان خوب از ایران رفتند. متأسفانه هنر کاریکاتور همیشه قربانی مسایلی بوده که به هنرمندان تحمیل شده است، مانند دیدگاه‌های سیاسی.

او افزود: من سال‌ها سعی کرده‌ام که به موضوع کاریکاتور به صرف هنر بپردازم. تا زمینه‌های متحد‌کننده‌ای را میان کاریکاتوریست‌ها ایجاد کنم. مثلا مدتی سعی کردم بین دنیای کاریکاتور و کودکان ارتباط برقرار کنم.

او درباره‌ی خانه کاریکاتور توضیح داد:‌ خانه کاریکاتور در بسیاری از جنبه‌ها در معرض انتقادهای فراوان قرار دارد چون خود را دربست به نظراتی که از بالا بر او اعمال می‌شود، سپرده است و فقط در راه خدمت به سیاست‌های دولت حرکت کرده‌است به همین دلیل نیز منزوی شده‌است. من نیز در بسیاری از مسابقات و همایش‌های خانه کاریکاتور شرکت نکردم ولی آن را بایکوت هم نکرده‌ام. من در این مرکز مدتی روی طنز ترسیمی کار کردم. چندین مقاله درباره‌ی ارتباط کاریکاتور با ذهن کودکان، ارتباط کودکان با معماری و شهرسازی نوشتم و سعی کردم در این خانه، کاریکاتور را از حالت ژورنالیستی درآورده و بسط بدهم.

این هنرمند در پاسخ به این انتقاد که آیا دور کردن کاریکاتور از فضای ژورنالیستی باعث تنزل آن به یک هنر تزئینی نمی‌شود؟ گفت: من هرگز مخالف تعهد و رسالت هنرمند و نگاه منتقدانه‌ی او نسبت به مسایل اجتماعی نیستم. من خود در کنار جریان روشنگری کاریکاتور که اردشیر محصص آن را مطرح کرد حضور داشتم و لی معتقدم که در کنار بحث «هنر برای مردم» موضوع «هنر برای هنر» هم مطرح است و ارزش هنرمند فقط به خاطر تعهد اجتماعی او نیست بلکه هنرمند تعهد هنری هم دارد. کاریکاتور فقط نباید به سمت شعار برود بلکه شعور را هم باید در خود اعتلا دهد.

او افزود: بنا بر آنچه گفتم من در کنار سازمان دادن به اعتراض‌ها در مسائل انسانی بی‌غش و بدون غرض‌ورزی هم تأکید کردم و خود گرچه از بنیان‌گذاران طنز سیاه هستم ولی در کنار آن از طنز سفید نیز حمایت کردم. بنابراین در یک دستم شمشیر و در دست دیگرم برگ زیتون بود.

 




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.