تبلیغات
Davood Shahidi - کمپین دفاع از خانه اردشیر و ایراندخت محصص، در فیس بوک راه اندازی شد.

کمپین دفاع از خانه اردشیر و ایراندخت محصص، در فیس بوک راه اندازی شد.

 

در این مدت، برخی از اساتید کاریکاتور چون داوود شهیدی اقداماتی را برای مراقبت از سلامتی ایراندخت محصص و حفاظت از آثار اردشیر محصص صورت داده اند و در دانشکده هنرهای زیبا نیز پیگیری هایی درباره این موضوع انجام شده است، اما نکته اینجاست که ارتباط این استاد برجسته مدتی است با اساتید، دوستانش و حتی دانشگاه تهران قطع شده، مسئله ای که به بروز نگرانی های بیشتر دامن زده است.

رسیدگی به آثار محصص ها از عهده یک فرد خارج است!

 

داوود شهیدی، از کاریکاتورست های شناخته شده این سال هاست، هنرمندی که طنز تلخ و هنرپوچی در آثارش را برگرفته از اوژن یونسکو و برگمان و همچنین نویسندگانی چون کافکا و سارتر می داند، در سال های گذشته رنگ سیاه در کارهایش غالب بود اما چند سالی است که رنگ های دیگری نیز به کاریکاتورهای او راه پیدا کرده اند، این هنرمند همچنین قالبی به عنوان «نمداتور» را برای ارائه کاریکاتور به وجود آورده است که در آن اثر کاریکاتور به شیوه ای ایرانی بافته می شود، البته هنر کاریکاتور تنها حوزه جدی فعالیت شهیدی نیست، رشته تحصیلی و حرفه او معماری است و این طنز تلخ را می توان در بناهای پیچیده ای که به دست او طراحی شده اند، مشاهده کرد.

 

داوود شهیدی صحبت هایش را درباره ایراندخت محصص اینطور آغاز می کند: خانم محصص را از زمان دانشجویی در دانشگاه تهران می شناسم، محصص در این دانشگاه استاد من بود، همیشه به او، کارهایش و خانواده محصص ارادت خاصی داشته ام. البته آشنایی ام با آثار اردشیر محصص به 17 سالگی ام باز می گردد.

 

شهیدی که از سخنرانان مراسم تقدیر از این استاد برجسته در سال 87 بود، ادامه داد: در این سال ها سعی کرده ام با انتشار مقاله در این زمینه معرفی آثار اردشیر و ایراندخت محصص اطلاع رسانی کنم و مقالاتم در سایت معروف ایراندخت و نشریاتی چون اعتماد و تندیس نیز به چاپ رسیده اند. 

این هنرمند کاریکاتوریست، در ادامه به شرح اتفاقاتی پرداخت که در این مدت فشار روحی بسیاری بر ایراندخت محصص آورده است: پس از فوت اردشیر محصص، ظاهرا برخی افراد مسئول و دارای قدرت وعده تبدیل شدن این خانه به موزه محصص را داده بودند، این باور خام باعث شده بود تا در این مدت، ایراندخت محصص جلوی خرابی های ساختمان را نگیرد و به هیچکدام از دوستان نیز برای نگهداری از آثار اردشیر محصص خبر ندهد.

 

او در ادامه با اشاره به اینکه ایراندخت محصص قرار بود به خاطر وضعیت بد روحی و جسمانی به خانه سالمندان منتقل شود، ادامه داد: خانه این هنرمند و استاد پیشکسوت وضعیت وحشتناکی دارد و به همین دلیل هم قرار بود به صورت حقوقی به عنوان سرپرست استاد محصص معرفی شوم تا کارهای انتقال ایشان به این خانه سالمندان صورت پذیرد، اما متاسفانه این اتفاق نیز نیافتاد.

 

داوود شهیدی با اشاره به این که آخرین ارتباط او با استاد محصص به دو ماه پیش باز می گردد، ادامه داد: این اواخر به نظر می رسید خانم محصص دچار حالت فراموشی و ابهام شده است و این فکر که آثار برادرش به تاراج می رود بیشتر آزارش می داد، به همین دلیل هم از من خواست تا از خانه اش مراقبت کنم. البته قبول این مسئولیت از توان من خارج بود، در واقع فکر می کنم سازمان یا نهادی باید در این باره اقدام می کرد.

 

وی افزود: با دوستانم در این باره مشورت کردم اما اردشیر محصص هنرمند جسوری بود، رفتار گستاخانه ای داشت و تا پایان عمر به هیچ سیستم یا نهادی وابسته نبود، به همین دلیل هم حمایت از این خانه و نگهداری آثار اردشیر محصص، از سوی نهاد یا سازمان دولتی کمی دور از ذهن به نظر می رسید.

 

شهیدی همچنین ادامه داد: اردشیر محصص اعتقاد داشت هنرمند باید با غرور و زوبین به دست در برابر دمل های تاریخی به حرکت خود ادامه دهد و همین غرور، وابسته نبودن و عشق عمیق او به ایران باعث شد طوری زندگی کند که دست آخر در بیماری و فقر از دنیا رود.

 

داوود شهیدی با بیان اینکه از نظر مالی به تنهایی نمی تواند از آثار این دو شخصیت فرهنگی محافظت کند، ادامه داد: من تا آنجا که در توانم بود سعی کرده ام از نظر اطلاع رسانی و تحلیل و تشریح کارهای این اساتید فعالیت کنم، اما تبدیل این خانه به موزه و حفظ آثار اردشیر محصص از عهده یک فرد بر نمی آید. 

وی اظهار داشت: برای معرفی این خواهر و برادر تلاش های دیگری نیز انجام شده است، در سال 87 یادواره ای در آمریکا برای اردشیر محصص برگزار شد که شخصیت هایی چون رضا براهنی نیز در آن سخنرانی کردند. من هم در این مدت سعی کردم با ایجاد صفحه ای در فیسبوک با عنوان ایراندخت محصص و اردشیر محصص، آثار این هنرمندان به همراه مقاله هایی درباره آن ها را در دسترس علاقمندان قرار دهم.

 

شهیدی در ادامه با اشاره به این که ایراندخت محصص مقاله هایی درباره هنر کاریکاتور مدرن منتشر کرده که بسیار با ارزش هستند، ادامه داد: خانم محصص پیش از انقلاب در مجله تماشا، صفحه ای به نام طنز گرافیک، داشت که نوشته هایش به طور منظم در آن به چاپ می رسید، نوشته هایی که مطالب آن بسیار ناب و با ارزش هستند.

 

وی با اشاره به اینکه مباحث تئوریک مطرح شده از سوی ایراندخت محصص در شکل گیری نگاه تخصصی به کاریکاتور بسیار تاثیرگذار بوده است، ادامه داد: حتی به خاطر دارم که مسعود شجاعی طباطبایی، رئیس خانه کاریکاتور زمانی درباره مقالات استاد محصص گفت: پیش از آن که مقالات محصص را بخوانم هیچ ایده ای درباره طنز ترسیمی نداشته ام. این موضوع درباره بسیاری از کاریکاتوریست ها صدق می کند، در واقع بسیاری از این هنرمندان از شاگردان استاد محصص هستند.

 

شهیدی با بیان اینکه ایراندخت محصص شخصیتی فرهنگی و غیر سیاسی دارد و بسیاری خود را مدیون او می دانند، ادامه داد: محصص در طول سال های فعالیتش همواره استادی زحمتکش و مهربان بوده است و بسیاری از بزرگان حوزه تجسمی و مدیران فرهنگی از شاگردان او هستند، از همه مهمتر این که او پس از انقلاب به راحتی می توانست با وجهه ای که داشت در خارج از ایران به فعالیت بپردازد اما ماند و به تدریس هنر مدرن پرداخت.

 

این کاریکاتوریست، در پایان صحبت هایش بی مهری نسبت به این شخصیت فرهنگی و استاد برجسته را عجیب دانست و اظهار داشت: پس از انقلاب بسیاری از مجامع و محافل فرهنگی از حضور بزرگان و اساتید خالی شد، اما کسانی مثل ایراندخت محصص ماندند تا رسالتشان را به انجام برسانند و حالا درست نیست که در چنین وضعیتی رها شوند.

 

یکی از شاگردان محصص ارتباط او را با دنیا قطع کرده است!

 

برای شیندن ماجرا از زبان ایراندخت محصص پیگیری های بسیاری از سوی خبرنگار ایسکانیوز انجام شد، اما تمام تلاش ها برای این گفت و گو بی نتیجه ماند، حتی حضور در مقابل منزل این استاد پیشکسوت هم حاصلی نداشت. البته حضور در این محل حرف های داوود شهیدی را تایید می کرد، به نظر می رسد وضعیت خانه آشفته است و رسیدگی درستی به آن نمی شود، همچنین با پرس و جو از همسایگان مشخص شد که شخصی در حال رسیدگی به امور خانه ایراندخت محصص و آثار برادر اوست. شخصی که از شاگردان نسبتا جوان این استاد پیشکسوت است و به نظر می رسد ارتباط او را با دیگران به کلی قطع کرده، هویت او زمانی مشخص شد که پیگیر ارتباط او با دانشکده هنرهای زیبا شدیم.

در تماس با دانشکده هنرهای زیبا متوجه شدیم حتی دیگر استادان و دوستان ایراندخت محصص نیز مدتی است از او بی خبرند و دلیل پاسخ ندادن او به تماس های مکرر و حضور در مقابل منزل او نیز حضور فردی است که به شک و سو ظن او به دیگران دامن زده است، البته قصد این شخص با توجه به اینکه هر ارتباط دیگری باید این روزها از طرف او کنترل شده باشد، هنوز مشخص نیست!

 

این طور که برخی از کارکنان دانشکده مطرح کرده اند مدتی قبل قرار بر این می شود که آثار اردشیر محصص کدگذاری و به مکان مناسبی منتقل شود و ستادی نیز برای رسیدگی به امور خانه محصص و آثار او تشکیل شود، اما از اقدامات این ستاد هیچ اطلاع دیگری در دست نیست و ادامه پیگیری های ما برای اطلاع از این موضوع در مواردی با توهین به خبرنگار و خشونت لفظی نیز روبرو شده است.

 

اما آنچه مشخص است، آثار اردشیر محصص و وضعیت ایراندخت محصص بسیار نامناسب و نگران کننده است و ممکن افرادی سودجو به فکر ماهی گرفتن از این آب گل آلود افتاده باشند و با توجه به مشخص نبودن وضعیت و تعداد این آثار، هر لحظه احتمال خارج شدن از کشور یا آسیب رسیدن به آن ها وجود دارد. موضوعی که باید پیش از دیر شدن به آن رسیدگی صحیح تری شود.




گروه تبلیغاتی پروانه
پنجشنبه 31 فروردین 1396 02:07 ق.ظ
سلام و احترام خدمت مدیر وبلاگ!
گروه تبلیغاتی ما جهت افزایش بازدید وبلاگ شما اقدام به ارسال پیام به دیگر وبلاگها می کند.
شما میتوانید بسته های تبلیغاتی افزایش بازدید سفارش دهید و به راحتی بازدید وبلاگ خود را زیاد کنید.
برای اطلاعات بیشتر و سفارش به وبلاگ ما بیایید.
موفق باشید!

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر