تبلیغات
Davood Shahidi - نقش طراحی از حالت در روند خلق کاریکاتور چهره, در کارهای دیوید لیواین

نقش طراحی از حالت در روند خلق کاریکاتور چهره, در کارهای دیوید لیواین

 

پیش درآمد: این نوشتار در ارتباط هنر طراحی و کاریکاتور های دیوید لواین بلند آوازه است. و نشان می دهد که کاریکاتور چهره, تنها قالب گیری مکانیکی ظاهر یک قیافه و شباهت سازی صرف نیست. و بلکه کاویدن درون کاراکتر و بیان آن در قالب اغراق تصویری است که با مهارت در طراحی است که حاصل می شود.

طراحی حالات درون کاراکتر, همراه با بیان آن در فرم اغراق تصویری, شامل چهره نیست و بلکه حالت های بدن انسانی را نیز شامل می شود. در این مقاله طرح های دیوید لواین از فرم های بدن, مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

 

"روال حقیقی کار یک کاریکاتوریست چهره ساز همان روش طبیعی طراحی کردن است.".

نوشته : داوود شهیدی

 

دیوید لوین، طراح بلند آوازه آمریکائی ، در 1926 در بروکلین به دنیا آمد. شهرت جهانی این نقاش و کاریکاتوریست بیشتر به خاطر چهره های طنز آمیزی است که از شخصیت های سیاسی و هنری مطرح روز، می کشد.

 

اسکیس زدن و طراحی کردن از ژرفای چهره انسانی ، کاریک کاریکاتوریست چهره ساز هنرمند و خلاق است که خود را در سرتاسر عرصه های حالات بدن انسانی نیز گسترش و بسط و تنوع می دهد و نمونۀ مطرح آن ، کارهای دیوید لوین طراح برجستۀ آمریکائی است .

که در این نوشتار، دیگر طراحی های او را که,  در ادامۀ چهره سازی های او تعبیر و تعریف گردیده است را بحث و بررسی می کنم.

کار طراح, طرح آوری واقعیت خارجی است که او آن را از لحاظ بصری, می بیند و برداشت می کند و در فرم اغراق شکلی و مفهومی, دوباره سازی می کند. و این دوباره سازی در فرم و بیان هنر, البته هنر جان دار و سرشار از زندگی است که متحقق می شود.

و اینست که او چهره را موضوعی زنده و واقعی می بیند که حاوی نکات مخفی از لحاظ شخصیت اجتماعی و یا روانشناسی است که این نکات با خلق کاریکاتور چهره در کار او در شکل و شمایل هنرمندانه, بیان می شوند.

این است که چرا کار های او در طراحی چهره بزرگان اندیشه و هنر, مشهور هستند که افشاگر شخصیت درونی و ضمیر مخفی این اشخاص هستند.

 

 

 

برای او ، چهره ، یک تکۀ لاستیک نیست که از یک طرف دستگاه وارد شود و از آن طرف در هیأت یک کاریکاتور چهره ، خارج شود. کاری که این روزها بر مبنی الگوهای کلیشه ای کاریکاتور، انجام می گیرد.  و این زمانی دیگر خیلی متداول می شود که در شیوه کار دیجیتالی دارد

 

 

 روند ماشین وار به خود می گیرد و اما یک ماشین هر چند ظریف مثل کامپیوتر نیز، طراح را به مثابه یک تکنیسین و نه یک آرتیست به کار می گیرد.

 

باز می گویم ، چهره یک قطعه بی جان نیست بلکه یک آناتومی عضله و عصب و استخوان و رگ است که حس و حالت اندیشیدن و حسرت زدگی یا اندوه و خستگی را در خود نهان و آشکار کرده است. و چشم که از حدقه بیرون زده ، حیرت را وتلاقی و برخورد  فرم ابرو و چهره ، خشم را عنوان می کند.

 

او نمی خواهد از یک گلابی یا از کدو تنبل که عنوان الگو و سرمشق ، یک چهرۀ کودن خلق کند و یا برای بیان حس شقاوت ، فرم حیوانی را به چهرۀ انسانی تزریق کند.

او می داند که چهره ، روانشناسی دارد و بدن انسان ، فرهنگ و تمدن انسانی را حمل می کند و اینست که

 

او چهره را قالب گیری نمی کند ، مثل بادکنک آن را متورم نمی کند تا باد کند و سعی نمی کند که آن را قیچی کند تا بریدگی ایجاد کند.

او یک الگوی کلی و نمادین را به چهره تزریق نمی کند.

و سعی نمی کند در فرم کلی چهرۀ یک جانور ، یک انسان با تشخص جانوری را پیدا کند. او مثل مکانیسین ماشین آلات ، رفتار نمی کند. او یک شاعر است . او پشت آناتومی طبیعی چهره را افشاء می کند و حس و حال بی حوصلگی و خستگی را می نمایاند و یا حسرت را و احساس استراحت را که حالات انسانی اند.

همین حالات هستند که با فت روحی و فرم شخصیت فرد را ساختار می دهند .

اما گذشته از این آثار و در کارهای دیگر از او که از آن ها در این مقال یاد می کنم

او به جسم و تن و بدن انسان هم به مثابه موضوع می پردازد و به نوعی چهره سازی را بسط می دهد. او کارهای متمایزی دارد که از غریزه ای هوشیار و نگاهی تیز و کاونده حکایت می کند . طرح های سریعی است که از مردم و زندگی تهیه می کند و دیدگاه تازه و شگرفی است که به اعماق و جوانب که کمتر به چشم های غیر عادی و غیر کاریکاتوریست می آید .

 

او منتخبی از این طرح ها ، در دفتری جداگانه  به چاپ رسانیده است که نمایای موقعیتی است که تمامی مردم بروکلین، برای فرار از گرما به کنار آب می روند.

این صحنه در حالت های متفاوت مختلف نشان داده می شود.

اما در این طرح ها ، محل و صحنه مهم نیست. چرا که بیشترین توجه هنرمند به انسان است و محل بهانه ای است  برای ظهور اندیشه ها و لحظه های حسی و فکری آفریننده شان...

تمام زندگی شهروندان و حالات آن ها در لحظه های جستجوگری طبیعت ، در آثار لوین متجلی است. مردمی پوشیده در حوله ها و لباس های بلند در زیر چادرها که مانند صحرا نشینان ، در بهت دشت اند و در تلاش اند.

آنان از زیر این لباس به افق نگاه می کنند.

چه کسی از زیر این افق ظاهر می شود؟

طلیعه ای نیست.

این است که پارچۀ کشیده روی تن، حس ولنگاری را آسان تر القاء می کند.

لوین انتظار انسانی را در گمگشتگی دروغین او را در عرصـۀ دروغ ، و سرگردانی بیرونی اش را در عرصۀ اغتشاش، به نمایش می گذارد .

 

بهرحال ، در این کارها که من آنها را به طنز " تلمبار بدن های بیعار در یک گرمای تن فرسای بیمار"، نام نهاده ام. این موضوع را که چرا آمریکائی ها آسان طلب بالذات هستند را می توانید از دیویدلوین بپرسید و در  طرح های او جویا شوید.  




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.