تبلیغات
Davood Shahidi - دیدیم که چگونه پلاسکوی شهر ما فروریخت

دیدیم که چگونه پلاسکوی شهر ما فروریخت

     دیدیم که چگونه پلاسکوی شهر ما فروریخت

از داوود شهیدی- مدرس تاریخ معماری

شهر تهران، در عرصه  تاریخ شهرسازی ایران، شهری  بسیار مهم و بطور مشخص حائز اهمیت است. زیرا که زندگی امروزی و مدنی ایران در آن است که شکل می گیرد. و در فرم برنامه ریزی شهری و در شکل و قالب طرح و ساخت و در نتیجه حضور عینی ساختمان های دارای محتوی معماری شهری مدرن، انعکاسی است از رشد تمدن معاصر در آن که همراه است با الگوها و نشانه های معماری معاصر با روح ایرانی.

 براستی در تهران است که ما بطور مستقیم تجربه های زندگی در قرن بیستم را احساس می کنیم.

نه تنها ما اولین تجربه ساخت فرودگاه و یا دانشگاه و یا ساختمان های وزارتخانه ها و موزه ها و بانک ها و ... که نماد های شهر و شهرنشینی مدرن و حضور زندگی جمعی اند را در ساختمان های عمومی شامل تجارتی و یا آموزشی و یا ایستگاه های حمل و نقل درون و برون شهری و برای مثال ایستگاه راه آهن، را تجربه می کنیم. حرکت و ترافیک پیاده و هم سواره را در ارتباطات شهری شامل خیابان ها و بزرگراه ها و میادین و پارک های با مقیاس بزرگ، را هم همینطور.

 زندگی و مدنیت امروزی ما بالضروره، از درون فرم های شهری و معماری کلاسیک تاریخی و سنتی ما جوشید و روئید و جوانه زد و شکل گرفت. که به خاطر ناگزیر بودن کاربرد ساختارهای عملکردی جدید شهری، دست از الگوهای کهن بکشد و به نوعی اکلکتیسم و التقاطی گری دچار شود. که بعد از فروکش کردن سیطره معماری مدرن می دانیم که التقاطی بودن و دوری از اقتدارگرائی راسیونل نه تنها چیز بدی نیست و نبود که می بینیم معماری معاصر غرب هم راه رهائی از یک سویه نگری مدرنیته را در آن می جوید و ما معماران مبتلا به اندیشه راسیونل بی انصافانه و بی دلیل، معماری قاجار را به غرب زدگی متهم کردیم.

در هر حال این دوآلیسم و اکلکتیسم را ما به طور مستقیم از معماری معاصر غرب وارد تهران کردیم. و این برای مثال  در ساختمان پلاسکو بود که تحقق یافت.

ساختمان پلاسکو را نماد مدرنیته می دانند و برآن عنوان نماد سرمایه داری را می نهند که من در توضیح آن، می افزایم که نماد شهر تهران به ناگریز نماد سرمایه داری مدرن نیز هست. چرا که اقتصاد رشد شهر تهران سرمایه داری مدرن بود که از فرم های دیوانسالاری فئودال داشت رهائی می یافت. نماد های تجارت سنتی یا فئودال که در بازار تهران حضور داشت آن حرکت رو به جلو را نمی پسندید و رقیب خود می دانست و این گونه تفسیر و تعبیر می کرد که بنا به قوانین تاریخی رشد شهر در محور مدرنیسم غربی، این حرکت تکاملی  قدرت سیاسی و اقتصادی آینده را تصاحب خواهد کرد. و نیز برخلاف بازار سنت گرا، ساختمان پلاسکو به سوی تجمع گرائی امروزی و همسایگی امروزی بر مبنی ملاقات در کافه و رستوران و کافی نت و در فرهنگ خرید لباس و دامن و کراوات  و لوازم آرایش در ویترین ها ی قشنگ و پله برقی ها و فضای شهری امروزی تحقق می یافت.

نور و رنگ و شفافیت و حرکت و زندگی همراه با شادی و خنده و خوشی در بوتیک ها و کافه ها نماد های زندگی اروپائی را القاء می کرد.

به خاطر دارم که دوران تین ایجری من در فضاهای آن شکل می گرفت و در کنار به اصطلاح خیابان گردی ها و مکان یابی هائی  مفرح، من و دوستانم  با هم قرار می گذاشتیم. و ساختمان پلاسکو به یک جا و مکان مشهور شهری تبدیل شده بود که شادی  جوانانه را با فرهنگ خرید از روی گردش و تفریح وتفنن، را کنار هم می آورد.

من به خاطر دارم که آب نما ها و فواره های روشن با نور نورافکن های رنگی حوض های وسیع آن کاملآ تجربه گردش شهری در درون معماری ساختمان را فراهم می آورد. و می توان آن را مسیر یابی و حرکت شهر از درون ساختمان نام نهاد.

سازه آن مثل ساختمان های بلند مشابه جهانی اش فلزی بود و با دقت مهندسی کلاف بندی شده بود و از نظر استحکام برای دویست سال تضمین شده بود ونکته دیگر این سیستم سازه ای هم در فرم معمارانه ظهور می کرد که در نمایش کلاف بندی در نمای ساختمان همراه با به کارگیری شیشه یک فاساد شهری و نمای معماری مدرن خوب و سالم را طرح آوری می کرد و به شکلی در نمایش بافت هندسی، گلیم و دیگر بافته های بدوی ایرانی را تداعی می کرد.

باید دانست که خیابان ها برخلاف شرایط تحمیل شده فعلی بر آنها بزرگراه های سریع السیر نیستند که ماشین و سرعت و دود و آلودگی برآن حاکم باشد بلکه محیط انسانی برای گردش شهری و تجربه زیبائی های زندگی مدنی هستند. و نشانه های شهری در چهار راه ها و میدان ها نماینده تشخص و هویت اند که به ما می گویند که ماها داریم یک جامعه با تمدن و فرهنگ بشری را نمایندگی می کنیم: یک شهر را و تهران را !

 و باید با اندوه یادآور شد که تمام این ها یعنی آسمان آبی و نگاه به کوه پر از حماسه و افسانه البرز و دیگر نشانه های حیات با تشخص شهر تهران مثل مراکز مشهورگردشی و خرید و موزه ها و بافت بدنه و فاساد شهری خیابان ها و ردیف درختها وجوی ها و آب نما ها و فواره های بلوارها و  و چهار راه ها و میدان ها دردست بی رحم شرخر های  تراکم فروش و برج ساز و  بساز و بفروش ها، دارند نابود می شوند و شهر مثل یک ارگانیسم بیمار دارد که از شکل می افتد.

من در بازگشت از ایالات متحده با دستان پر از استاندارد ها ایمنی معماری در باره آتش نشانی و زلزله در ساختمان که بخش اجرائی آن را در بیلدینگ کود شهرداری بستن ارائه شده بود با خود همراه می کردم با هشدار به مراکز دانشگاهی که معماری تنها زینت و زیبائی چشمگیر و چشم نواز کالائی نیست و مکان زندگی ایمن است و همینطور به شرایط نگهداری از ساختمان که برای مثال در ساختمان های تاریخی و قدیمی و بازسازی شده ماساچوست اشاره شده بود و موضوع استفاده بهینه از فضاهای با تشخص شهری که بسیار در شهرهای مدرن امروز جهان رایج است اشاره و تأکید می کردم و امیدوارم که مدیران شهری ما،  با ذهن بیدار و گوش باز عمل کنند تا این فاجعه ها تکرار نشود و ما شهر خود و کودکی هامان یعنی تهران عزیز را بیشتر دریابیم و پاس داریم.

پایان




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.