تبلیغات
Davood Shahidi - هنر و ارزشهای والای انسانی از دیدگاه استاد داوود شهیدی

هنر و ارزشهای والای انسانی از دیدگاه استاد داوود شهیدی

 

هنر و ارزشهای والای انسانی

از: داوود شهیدی

 

می خواهم دربارۀ هم خویشی و همسوئی و هم ذاتی هنر و ارزشهای والای انسانی بگویم .

یادآور می شوم که می دانیم و می گویم که:

نظر ها و پندار ها در این باب بسیارمتفاوت اند .

یکی می پندارد که

ریشه های هنر در خود زندگی و یا هستی واقعی و عینی آن است که شکل می گیرد

و در بافت آنست که روند آفرینش هنر تحقق می یابد. و می گوید:

دست لبۀ تیز اندیشه است.

و این

انسان ابزارساز است که ناگزیر قلم به دست می گیرد یا همزمان ابزار خلق اشکال هنر را به کار می گیرد. ویا باز هم این انسان

است با

دستانی شکل دهنده به قطعه ای گل رس که طبیعت آن را در برابر چشمان او باز می نهد و یا بار می آورد.

به تعبیری دیگر

دستان انسان, طبیعت را آگاهانه نمایندگی و کامل می کند تا کمال را برساند و بیا فریند.

این شیوۀ اندیشگی که پس از رنسانس و محوریت انسان, در هنر است که شکل می گیرد. و همراه با اندیشۀ اومانیستی و تا ظهور مدرن و مدرنیته خود را قاطعانه می گسترد. ارزشهای والای انسانی را در یک سامانه ارزشی متحول و خودگستر با تغییرات جامعه و تاریخ است که رصد می کند و اما در عرصۀ یک گفتمان انسان با انسان.

اگر ارزشهای والای هنر را خود موضوع قرار دهیم به ناگزیر به بحث اخلاق در هنر بایستی که پرداخت.

اخلاق را این بار باید در نفس پروسۀ خلق هنر نه در خارج از آن و به شکل دگم های اعمال شده از بالا تصور کرد و سپس به مثابه پوششی فاخر به آن تحمیل کرد.

و بلکه اخلاق را باید به شکل ادامه شفاف زندگی و در قالب رویش و زایش خلاق و فزاینده در هنر, به شکل علت و هم موضوع هنر و از درون به بیرون دید و دریافت.

و اما ...

من می گویم:

عبارت حاکی از اعتقاد به یک سامانه ارزشی است که می گوئیم: ارزش های والای انسانی

بیان یا کمال ارزشی انسانی در عرصه هستی مطلق

ما را می برد به آن تفکر در نظام فلسفی که هستی را همه روح می بیند.

هنر را بر مبنی الهام که سرریز از نقطه ای برون و درون

عالم اصغر و عالم اکبر انعکاسی از هم

گفتمان مابین خود زمینی و خود یا آن آسمانی خود خویش

پاکیزگی یعنی هرچه به خود خویشتن  و به ذات و حقیقت وجود نزدیک شدن و در آن مستغرق شدن و بیان کردن بی واسطه و بی غش آن است.

در عرصه نامتعین روح, زندگی وجود یک تعین مادی است که پروسۀ ی از تجلی است که تحقق می پذیرد.

مثل هوائی و ابری در نهایت اشباع شده که حقیفت خود را در باران می جوید و می یابد

مثالی از خلاقیت هنرمندانه است

این است که الهام بی تابی روح و روان است در پناه شعور نبوت

در درخشش ناپایدار یک اذرخش و یا شهاب آسمانی

 

در هردو و درهمۀ این برداشت ها, هنر یک دیالوگ و یا به قولی گفتمان تلقی می شود که انسان را هم موضوع و هم محمول قرار می دهد.

این است که ادامه می دهم و می گویم:

 

ارزشهای والای انسانی از کمال نشآت می گیرند. و کمال ملاک چکیده و عصاره قضاوت مبتنی بر اندیشه فیلسوف است.

کمال واژه ایست که کامل ترین و در ادامه خالص ترین و در نتیجه پاکیزه ترین و صیقل خورده ترین عنصر را در خود طرح آوری موضوعی می کند.

و این امری هستی شناسانه است که تنها در اندیشه فلسفی است که به کمال خود, تبیین می شود.

زیرا

هستی در فلسفه و دیدگاه فلسفی است که معنی و حضور حقیقی دارد. و تنها این اندیشۀ فلسفه است که براستی, مقوله و موضوع را تعریف و یا تبیین می کند.

 اندیشۀ فلسفی است که

منطق و شور را در هم می آمیزد

شعر و عدد, و شور و شعور را همزمان نمایندگی می کند.

 

ولی تمام این ها به خاطر ایجاب فلسفه هنر تنها ضمیر خودآگاه ارادی انسان را شامل می شود و عرصه های پس ذهن را شامل نمی شود.

 

مورد دیگر موضوع حس و خیال است که بی گاه و ناخود و نا باور اینگونه می بالد که

 

 لرزش باد بر عرصه چمن و علف دل شاعر را می لرزاند و در اندیشه دلدار و حس وصال و همدمی

و شباهت را بر می انگیزد مابین موج های دریا

و بافته های ظریف ذهنی شاعر و دنیای انتزاع نقاش

انعکاس هستی در هنر مبهم و سکرآور است به نوعی ترکیب می شود با وهم و خیال که بیان شور است که پایه ریز زیبائی و اصالت احساس است.

 

هستی در فلسفه و عرفان است که می رسد به یک بیان حقیقی .

علم کلی اندیشه فلسفی است حقیقت در اندیشه فلسفی است که محقق می شود و با اخلاق آراسته می شود.

 

هستی آنجا خالص است که خدائی است.

این ها تمام مقولات فلسفه است که با عرفان کامل می شود و از خشکی استدلال رهائی می یابد و هم به هنر نظم می دهد بی آنکه زندگی را در آن انکار کند.

 

ما در هنر به همسانی و همبودی تخیل و احساس از یکسو و تعقل و لوژیک از سوی دیگر محتاجیم و این چون کمال را در ارتباط مابین خود و خویشتن خویش و یا دنیای کوچک و دنیای بزرگ است که می جوییم

والسلام

 

 

 




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.